close
تبلیغات در اینترنت
سبک
loading...

اشعار اهل بیت (ع)

یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی    بابی انت و امّی   گوییا هیچ نه همّی به دلم بوده، نه غمّی    بابی انت و امّی   تو که از مرگ و حیات، این همه فخری و مباهات    علی ای قبله حاجات   گویی آن دزد شقی تیغ نیالوده به سمّی    بابی انت و امّی   گویی آن فاجعه ی دشت بلا هیچ نبوده است    درِ این غم نگشوده است   سینه ی هیچ شهیدی نخراشیده به سمّی    بابی انت و امّی   حق اگر جلوه ی با وجه أتَمّ کرده در انسان …

اشعار ولادت امام رضا ع.تا ملائک همه پر را حرکت میدادند

            يا امام رضا (ع)

تا ملائک همه پر را حرکت میدادند

دور تو قرص قمر را حرکت میدادند

به طواف تو زمین بار دگر می چرخید

چون که خدام تو در را حرکت میدادند

پرچم و گنبد و گلدسته برای زوار

به خوش آمد همه سر را حرکت میدادند

صبح خدام تو بودند که با جاروشان

از کف صحن سحر را حرکت میدادند

مقصد اصلیشان پنجره فولاد تو بود

کودکانی که پدر را حرکت میدادند

********

نمره ي صندلی ام باز در آمد ، هشت است

ساعت رفتن من نیز به مشهد ، هشت است

همه جا مضربی از هشت و به تخت اعداد

آنکه امروز نشسته است به مسند هشت است

بین ما مردم ایران نود و نه درصد

عدد  حاجتمان پنج نباشد ، هشت است

کربلایی ست دلم در وسط مشهد تو

کسر بر نُه شود هفتاد و دو درصد ، هشت است

علی و فاطمه را هشت عدد حرف بس است

حاصل ضرب دو تا اسم محمد ، هشت است

عدد چهار همان پرچم سبز حرمت

یازده شکل دو گلدسته و گنبد ، هشت است

هفتِ بی تاب ترینت لب پایین من است

گر برویش لب بالایی مرقد ، هشت است

هشتمین بیت رسیده است که تاکید کنم

بهترین ساعت پرواز به مشهد ، هشت است

(مهدي رحيمي)


سرود ولادت حضرت معصومه س.آید از عرض و سما

بنداول

 

آید از عرش و سما 

 صدمبارک مرحبا

آمده زهرای ثانی

تهنیت بر عاشقا

🍃🌸🍃

میبرد دل از تمام زائرا

صحن آیینه و ایوون طلا

🍃🌸🍃

دلها عاشق و شیدا

آمد معصومهء موسی

مجنون او شده لیلا

🌱🌱🌱

ای محبان مرحبا

آمده روح دعا ۲

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

 

بنددوم

 

مضجعت بی بی به برای قم کمال رفعت است

بهر ما هم جود و عزت هم عطا و رحمت است

🍃🌺🍃

سفره ی خوان تو بس گسترده است

حاتم طائی ز تو شرمنده است

🍃🌺🍃

برقم تونوری و شوکت

داری به شیعه عنایت

بر ما تو ولی نعمت

🌱🌱🌱

ای محبان مرحبا 

آمده روح دعا ۳

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ

 

بندسوم

 

میروم پای پیاده با امیدی بیکران

از حریمی قدسیه معصومه سمت جمکران

🍃🌸🍃

میشود از جمکران مرغ دلم مشهد روان

ضامن آهو دهد کرببلایم بی امان

🍃🌸🍃

صحنت بی بی صفا داره

عشق و شور و نوا داره

عطر کرببلا داره

🌱🌱🌱

یاحسین مولا حسین 

جانم حسین جانم حسین

ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ــ ـ ـ ـ ـ

شعر ولادت حضرت معصومه س.حضرت معصومه یک دختر پر از احساس بود

 

حضرت معصومه یک دختر پر از احساس بود

 

خواهر شمس الشموس و کوهی از الماس بود

 

او برای شیعیان مانند زهرای بتول

 

 عطر او همچون شمیم غنچه های یاس بود

 

حضرت معصومه چون دُری میان شهر قم

 

نایب زهرا در ایران بین خلق الناس بود

سرود ولاذت حضرت معصومه س.منی که از تولدم تو شهر قم بزرگ شدم

سرود بمناسبت 

میلادیه فاطمه ثانی حضرت معصومه سلام الله علیها🌸

فرج امام زمان عج صلوات 

بند اول

 

منی که از تولدم

تو شهر قم بزرگ شدم

 

ز کودکی تا بحالا

ثنا گوی شما شدم

🌱🌱🌱

تو نور چشم حیدری

تو دخت پاک کوثری

سلاله ی پیمبری

زهرای مکرری

🎊🎉🎊

اون حرمی که مدینه میگن یه روزی شده گم

پیدا شده آی عاشقا مضجع او تو شهر قم

🍃🌷🍃

اخت الرضا خوش آمدی

🍃🌷🍃

 

بنددوم

 

همره با کبوترا

تو صحن آقامون رضا

پر میگیره زائر تو

بی بی میره تا کربلا

🌱🌱🌱

ای بنت زهرای بتول

فاطمه ی آل رسول

ز کج روی کردم عدول

بی بی نما مرا قبول

🎊🎉🎊

عطر مدینه میرسه ازحرم قم بخدا

کاشکی نشم از در این معبد ومبخونه جدا

🍃🌷🍃

اخت الرضا خوش آمدی

🍃🌷🍃

 

بندسوم

 

رو سینه ی من از ازل نام تو را خدا نوشت

طعنه زده حریم قم به کل جنت و بهشت

🌱🌱🌱

شفیعه ی محشر تویی

نایبه ی مادر تویی

فاطمه و کوثر تویی

معصومه ی اطهر تویی

🎊🎉🎊

تو مشهد و تو شهر قم آیینه بندونی شده

دهه ی عشق و عاشقی دوباره مهمونی شده

🍃🌷🍃

اخت الرضا خوش آمدی

🍃🌷

شعر ولادت کریمه ی اهل بیت ع حضرت معصومه س.سائل لطف نوشتند بنی آدم را

 

*یا فاطمه المعصومه*

 

 

سائل لطف نوشتند بني آدم را

سر ِ اين سفره نشاندند همه عالم را 

صبح فردا عجبي نيست اگر بنشانند

يك طرف آسيه و يك طرفت مريم را 

حس ِ معراج نشينيِ من اين است فقط

گوشه اي از حرمت پهن كنم بالم را 

در ضريحت شرف آدميت ريخته اند

پس محال است كه آدم نكند آدم را .

 همه بالفعل مسيح اند اگر پخش كنند

نفس ِ دختر موسايِ مسيحا دم را 

مثل يك عرش براي تو حرم ساخته اند

كاش ميشد حرم حضرت زهرا هم را 

با گدايي حرم فخر به دنيا داريم

هرچه داريم از اين دختر موسي داريم 

قصد كردي بكِشي و بكِشاني همه را

تا به معراج ِ بلندت برساني همه را 

ريشه هاي دلِ ما رشته اي از چادر توست

چادرت را بتكان تا بتكاني همه را 

به خدا ذره اي از خانمي ات كم نشود

چه براني همه را و چه بخواني همه را 

تربت پاي تو بودن چه به ما مي آيد

پس چه بهتر سر راهت بنشاني همه را 

يك دو قرباني ما نيست برازنده ي تو

وقت آن است بيايي بستاني همه را 

بشكند گر سر عشاق فداي سر تو

همه ي ما به فداي نخي از معجر تو 

ما گداييم همه وقت نظر داشتنت

خاك پاييم همه وقت گذر داشتنت 

آمدي مردم ايران به نوايي برسند

ورنه جز اينكه بهانه ست سفر داشتنت 

علم شد تربت سجاده ي بيت النّورت

حوزه ي علميه شد لطف سحر داشتنت 

يك نفس در جگرت سوخت و شد روح الله

بركت داشت چقدر ، آهِ جگر داشتنت 

فتنه اي آمد و چون فاطمه جمعش كردي

اي به قربان تو و سينه سپر داشتنت 

در طريقت نفس از پا كه بيفتد خوب است

سير معراج به اينجا كه بيفتد خوب است 

گاه بابا سخنش را به تو تنها ميگفت

چون نبي گرچه علي داشت به زهرا ميگفت 

جايگاه تو چنان در نظرش بالا بود

جاي آن داشت به تو اُمِّ ابيها ميگفت 

دست خطِ تو كه ميديد فقط مي بوسيد

تا كه يادِ تو مي افتاد "فداها" ميگفت 

خبر از عصمت بي چون و چرايت ميداد

هر امامي كه مقامات شما را ميگفت 

عمه ي كرب و بلا در تو تجلي كرده

بايد اين آينه را زينب كبري ميگفت 

بر روي چشم همه جاي شما محفوظ است

احترام تو در اين شهر خدا محفوظ است 

مطمئن باش در اين شهر پريشان نشوي

بي برادر نشوي پاره گريبان نشوي 

مطمئن باش كسي سنگ نمي اندازد

از عبورت ز سر كوچه پشيمان نشوي 

محملت بر روي چشم همگان جا دارد

به خدا مورد آزار مغيلان نشوي 

آن قدر پوشيه و حله سرت ميريزند

زير يك معجر پاره شده پنهان نشوي 

زيور آلات تورا مردم اينجا نبرند

وسط خيمه ي آتش زده حيران نشوي 

محملت شعله ور از واژه ي غارت نشود

حَرمت بسته به زنجير اسارت نشود 

 

 

 

#شاعر استاد ارجمند

#علي_اكبر_لطيفيان

🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

نوحه واحد شهادت امام صادق ع.سبط احمد جان پیغمبری

واحد شهادت امام جعفر صادق
سبط احمد جان پیغمبری نور چشم و زاده ی حیدری
وارث روضه های (مادری)3
بیقرارم میکنه اسم مدینه
آرزو داره دل اون روز و ببینه
روی خاکا تو بقیع میزنه سینه
یا ابا عبدالله یا امام صادق
******
پیرمردی خسته و نیمه جون دست و پاش دیگه نداره توون
یاد مادرش شده (روضه خون)3
بردن اسم قشنگش دل میبره
غربتش ارثیه ی باباش حیدره
روضش هم شبیه روضه ی مادره
یا ابا عبدالله یا امام صادق
******
شیعه و شاگرد این مکتبیم عمریه که در تاب و در تبیم
ما همه جان بر کف (زینبیم)3
عشق زینب تو رگ و توی خونمه
سینه زدن از غمش آب و نونمه
روضه شام بلا قاتل جونمه
یا عقیله العرب یا سیدتی

شاعر : محمد زنجانی

زمینه شهادت امام صادق ع.بازم آتیش و حرم


زمینه شهادت امام صادق(ع)

وای؛
بازم آتیش و حرم
کوچه و چشم ترم
به زمین خوردم همون جا
که زمین خورد مادرم

حرمت منو قد خمیدم و...
حرمت محاسن سفیدم و...
چرا نگه نداشتن
نیمه شب در و زدن شکستن و...
دستامو میون کوچه بستن و...
پا رو دلم گذاشتن

خونه ی من سوخت مثه خونه ی زهرا
مثه خیمه ی زینب ، واویلا

بند دوم
وای؛
اگه پشت مرکبم
جونم اومد به لبم
خدا می دونه که تنها
یاد عمه زینبم

روز خوش مدینه من ندیدم و...
ای خدا میدونی که بریدم و...
تو دله من بهونه است
اشکامه به یاد لاله ی حسین
رو تنم مثه سه ساله ی حسین
اثر تازیونه است

دستامو بستن مثه دست مولا
مثه دست زینب ، واویلا

بند سوم
وای؛
شده مردن آرزوم
کشیدن شمشیر به روم
ولی دیگه مثله جدم
نبریده شد گلوم

وای از اون روزی که توی قتلگاه
تشنه لب غریبونه و بی گناه
پسر زهرا جون داد
وقتی دید چشای خواهرش تره
بی حیا اومدش و به اون سره
بریده رو نشون داد

غصه ی زینب تو غروب عاشورا
شده غارت معجر ، واویلا

شور امام حسین ع هروله ای احساسی.یاحسین بی قرار بوی سیبم


 سبک:شور امام حسین
احساسی هروله ای....

🎼🎼🎼🎼🎼🎼
یاحسین بی قراربوی سیبم
یاحسین بهترین یارورفیقم
منوکشته فراق کف العباس
یاحسین کربلاروکن نصیبم

دل تنگم شده اقابی قرار
حرمت
قربون اینهمه لطف
بیشمارکرمت (2)

حرمت رو ندیدم من
توکه اشکامودیدی

نکنه که اقاجونم
توازم دل بریدی

سن قوربان روسیاهم
انا مجنون حبیبی (2)

یاحسین ویاحسین ویاحسین ویاحسین...(4)
 ◼️◼️◼️◼️◼️◼️
یاحسین میکنم گریه
برایت
یاحسین جان عالم به
فدایت
میزنم ازغمت برسینه وسر
یاحسین میزنم هردم
صدایت

بایه روضه مادرتو میشه
مهمونم اقا
یاغریبی واحسینا زیرلب میگه زهرا (2)

توی گودال بایه خنجر
بی حیا داد وای داد

زینب تو بالای تل
میزنه دادوفریاد

که حسینم ازتوگودال
چرابالانمیاد (2)

یاحسین ویاحسین ویاحسین ویاحسین...(2)
 ◼️◼️◼️◼️◼️◼️
یا ابالفضل گرفتارتوهستم
یآبالفضل هوادارتوهستم
یبن ام البنین باب الحوایج
عمریه دست به دامان توهستم

توسپهداری وحامی وعلمدارحسین
پسرحیدرکراری ودلدارحسین (2)

حاجت این دل من رو
توخودت خوب میدونی

می دونم که یآبالفضل
پای عهدت میمونی

کربلا روقسمتم کن
میدونم مهربونی (2)

یابالفضل یاابالفضل
یاابالفضل یاحسین...(4)

شعروسبک:
(((سیدصالح حسینی)))
 ◼️◼️◼️◼️◼️◼️

نوحه ی بسیار زیبا از استاد شهریار برای امیرالمومنین ع

 

یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی 

 

بابی انت و امّی

 

گوییا هیچ نه همّی به دلم بوده، نه غمّی 

 

بابی انت و امّی

 

تو که از مرگ و حیات، این همه فخری و مباهات 

 

علی ای قبله حاجات

 

گویی آن دزد شقی تیغ نیالوده به سمّی 

 

بابی انت و امّی

 

گویی آن فاجعه ی دشت بلا هیچ نبوده است 

 

درِ این غم نگشوده است

 

سینه ی هیچ شهیدی نخراشیده به سمّی 

 

بابی انت و امّی

 

حق اگر جلوه ی با وجه أتَمّ کرده در انسان 

 

کان نه سهل است و نه آسان

 

به خود حق که تو آن جلوه ی با وجه أتَمّی 

 

بابی انت و امّی

 

منکِر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیل 

 

کر و کور است و عزازیل

 

با کر و کور چه عیدی و چه غدیریّ و چه خُمّی 

 

بابی انت و امّی

 

در تولا هم اگر سهو ولایت!چه سفاهت 

 

اُف بر این شَمّ فقاهت

 

بی ولای علی و آل، چه فقهی و چه شمّی! 

 

بابی انت و امّی

 

تو کم و کیف جهانیّ و به کمبود تو دنیا 

 

از ثَری تا به ثریّا

 

شَر و شور است و دگر هیچ نه کیفیّ و نه کمّی 

 

بابی انت و امّی

 

آدمی جامع جمعیت و موجود أتَمّ است 

 

گر به معنای أعَمّ است

 

تو بِهین مظهر انسان و به معنای أعمّی 

 

بابی انت و امّی

 

چون بود آدم کامل غرض از خلقت آدم 

 

پس به ذریه عالم

 

جز شما مهدِ نبوت نبُوَد چیز مهمی 

 

بابی انت و امّی

 

عاشق توست که مستوجب مدح است و معظّم 

 

منکرت مستحق ذَم

 

وز تو بیگانه نیرزد نه به مدحی و نه ذمّی 

 

بابی انت و امّی

 

بی تو ای شیر خدا سبحه و دستار مسلمان 

 

شده بازیچه ی شیطان

 

این چه بوزینه که سرها همه را بسته به ذمّی 

 

 بابی انت و امّی

 

لشکر کفر اگر موج زند در همه دنیا 

 

همه طوفان همه دریا

 

چه کند با تو که چون صخره ی صمّا و 

 

بابی انت و امّی

 

یا علی خواهمت آن شعشعه ی تیغ زرافشان 

 

هم بدو کفر سرافشان

 

بایدم این لَمَعان دیده، ندانم به چه لِمّی 

 

بابی انت و امّی

 

از : استاد شهریار

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
ناب ترین غزلهای مداحی Telegram.me/chayeheyat در ایتا هم با همین آی دی هستیم یاعلی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نظرسنجی
    توی اینترنت دنبال چی میگردی ؟




    نظرت راجع به این وبسایت چیه ؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 478
  • کل نظرات : 72
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 20
  • آی پی دیروز : 44
  • بازدید امروز : 135
  • باردید دیروز : 118
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 253
  • بازدید ماه : 1,701
  • بازدید سال : 40,516
  • بازدید کلی : 256,691
  • کدهای اختصاصی
    ناب ترین غزلهای مداحی Telegram.me/chayeheyat در ایتا هم با همین آی دی هستیم یاعلی
    معرفت

    معـــرفـــــت


    ابوبكر حسيني

    سيد ابوبکر بن شهاب علوي حسيني حضرمي، نسب او به امام جعفر صادق عليه السلام مي رسد. او به سال 1262 ه. ق در قريه اي از بلاد حضرموت متولد شده و به سال 1341 ه. ق در حيدر آباد دکن از بلاد هند وفات يافته است.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عطية بن سعد بن جناده ي عوفي

    نام عطيه، همواره در کنار نام جابر بن عبدالله انصاري مطرح مي شود که با هم پس ازشهادت امام حسين «ع » در اربعين اول به زيارت قبر آن حضرت آمدند و چون جابر نابينا شده بود، عطيه او را در اين زيارت همراهي مي کرد.بنا به برخي نقلها، هنگام بازگشت اهل بيت از سفر شام، در کربلا با جابر و عطيه برخورد کردند.عطية بن سعد بن جناده عوفي، از رجال علم و حديث شيعه بود.وي در زمان خلافت امير المؤمنين «ع » در کوفه به دنيا آمد.نام عطيه، به پيشنهاد آن حضرت بر وي نهاده شد.او از راويان موثق شيعه بود که حتي در کتب رجالي اهل سنت هم توثيق شده است.وي به جرم تشيع و هواداري علي «ع » از سوي حجاج بن يوسف تحت تعقيب بود و به فارس گريخت.به دستور حجاج، او را گرفتند و چون حاضر نشد علي عليه السلام را لعن کند، چهار صد تازيانه بر بدنش زدند و موي سر و ريش او را تراشيدند. از آن پس به خراسان رفت و پس از مدتي به کوفه بازگشت.در کوفه بود تا در سال 111 هجري در گذشت.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    قرينته النوائب

    همدم و همراه با مصيبتها. از القاب شريفه ي حضرت زينب سلام الله عليهاست.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عبدالله بن عفيف ازدي

    او از طايفه ازد، ساکن کوفه و مردي ميان سال بوده است.او از نيکان و شجاعان، و زهاد و عباد و مجاهدين شيعيان محسوب مي شد.عبدالله چشم چپش را در جنگ صفين و چشم راستش را در جنگ جمل از دست داده بود و هميشه در مسجد اعظم کوفه عبادت مي کرد.طبق نقل تواريخ، بعد از شهادت امام حسين عليه السلام و مسلط شدن ابن زياد بر کوفه، طرفداران اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم قلع و قمع شدند و ابن زياد، با کمال جسارت، روي منبر مسجد کوفه به اميرمؤمنان و فرزندان او عليهم السلام اهانت مي کرد که با عکس العمل شديد مردم، از جمله عبدالله بن عفيف روبرو شد که به فرمان ابن زياد به شهادت رسيد.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا
     
    دانشنامه عاشورا