close
تبلیغات در اینترنت
اشعار
loading...

اشعار اهل بیت (ع)

نفس امّاره مرا اهل خطا کرد خداغفلت از تو بنگر باز چها کرد خدا پرده انداخت میان من تو این دنیااین عجوزه چه مرا از تو جدا کرد خدا تا هلال رمضان بار دگر ظاهر شدلب این بنده ی شرمنده صدا کرد خدا چشم وا کردم و دیدم که کنارت هستملطف تو باز مرا اهل دعا کرد خدا لقمه ی عفو تو این عبد گنهکارت رابر سر سفره ات انگشت نما کرد خدا من کجا؟ ناله کجا؟ اشک کجا؟ دل را بازروضه ی کرببلا اهل بکا کرد این که بخشیده شدم کار حسین است فقطباز هم روضه ی ارباب چها کرد خدا پیش زینب، سر او را که روی نیزه نشاندبدنش را وسط دشت رها…

اشعار ولادت امام رضا ع.تا ملائک همه پر را حرکت میدادند

            يا امام رضا (ع)

تا ملائک همه پر را حرکت میدادند

دور تو قرص قمر را حرکت میدادند

به طواف تو زمین بار دگر می چرخید

چون که خدام تو در را حرکت میدادند

پرچم و گنبد و گلدسته برای زوار

به خوش آمد همه سر را حرکت میدادند

صبح خدام تو بودند که با جاروشان

از کف صحن سحر را حرکت میدادند

مقصد اصلیشان پنجره فولاد تو بود

کودکانی که پدر را حرکت میدادند

********

نمره ي صندلی ام باز در آمد ، هشت است

ساعت رفتن من نیز به مشهد ، هشت است

همه جا مضربی از هشت و به تخت اعداد

آنکه امروز نشسته است به مسند هشت است

بین ما مردم ایران نود و نه درصد

عدد  حاجتمان پنج نباشد ، هشت است

کربلایی ست دلم در وسط مشهد تو

کسر بر نُه شود هفتاد و دو درصد ، هشت است

علی و فاطمه را هشت عدد حرف بس است

حاصل ضرب دو تا اسم محمد ، هشت است

عدد چهار همان پرچم سبز حرمت

یازده شکل دو گلدسته و گنبد ، هشت است

هفتِ بی تاب ترینت لب پایین من است

گر برویش لب بالایی مرقد ، هشت است

هشتمین بیت رسیده است که تاکید کنم

بهترین ساعت پرواز به مشهد ، هشت است

(مهدي رحيمي)


اشعار ولادت امام رضا ع.ای راهب کلیسا

نقاره می زند طوس-  سید حمیدرضا برقعی

 

 

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...

سید حمیدرضا برقعی

اشعار ولادت امام رضا ع

عطر گلاب -حسین رستمی

 

 

خانه های آن کسانی می خورد در بیشتر

که به سائل می دهند از هر چه بهتر بیشتر

عرض حاجت می کنم آن جا که صاحبخانه اش

پاسخ یک می دهد با ده برابر بیشتر

گاه گاهی که به درگاه کریمی می روم

راه می پویم نه با پا بلکه با سر بیشتر

زیر دِین چارده معصومم اما گردنم

زیر دِین حضرت موسی بن جعفر بیشتر

گردنم در زیر دینِ آن امامی هست که

داده در ایران ما طوبای او بر ، بیشتر

آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است

با سلامش می کند قم را منوّر ، بیشتر

قم ، همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین

همچنین از آسمان دارد (چِل اختر) بیشتر

قصد این بارِ قصیده از برادر گفتن است

ور نه می گفتم از این معصومه خواهر بیشتر

در مقامش مصرعی می گویم و رد می شوم

لطف باباها ست معمولاً به دختر بشتر

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم

بودنت را می کنم این گونه باور بیشتر

مرقدت ضرب المثل های مرا تغییر داد

هر که بامش بیش برفش، نه! کبوتر بیشتر

چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است

این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

پیش تو شاه و گدا یکسان تراند از هر کجا

این حرم دیگر ندارد حرفِ کمتر ، بیشتر

از غلامان شما هم می شود دنیا گرفت

من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا

چشم در راه تو هستم روز آخر بیشتر

بر تمام اهل بیت خویش حساسی ولی

-جان زهرا- چون شنیدم که به مادر بیشتر

دوستت دارم نمی دانم که باور می کنی

راست می گویم به ولله از ابوذر بیشتر

***

بیشتر هایی که گفتم از تو خیلی کمترند...

حسین رستمی

سرود ولادت حضرت معصومه س.مدینه مهمونی شده روح کوثر امد

سرود میلاد حضرت معصومه (س)

 

سرود اول :

 

 

مدینه مهمونی شده روح کوثر اومد

 

برای دیدنش ببین ملک باسر اومد

 

امام رضامون دیگه از تنهایی دراومد

 

امید دل بابا اومد

 

زینب رضا دنیا اومد

 

پریده دل بی قرارم از تو سینه 3

 

گاهی قم و مشهده و گاهی مدینه 3

 

مولاتی حضرت معصومه

 

 

 

به افتخار قدمش پر شده سبوها

 

اومده با اومدنش شب آرزوها

 

گفته به مدحش پدرش فداها ابوها

 

توی دلربایی بی همتاست

 

سر تا قدمش مثل زهراست

 

مگه میشه دستامونو خالی بذاره 3

 

اونی که کریمه است وفاطمه تباره 3

 

مولاتی حضرت معصومه

 

 

 

یه عمره به زیارتت دلامون مبتلاست

 

برای این دل غریب که همیشه تنهاست

 

شهر قمت مدینه و مشهدم کربلاست

 

مست مست مستم از جامت

 

قلبم کفتر روی بامت

 

کافیه یه بار بی بی بهمون بخنده 3

 

خدا در دوزخ و به رومون می بنده 3

 

مولاتی حضرت معصومه

اشعار ماه مبارک رمضان

نفس امّاره مرا اهل خطا کرد خدا
غفلت از تو بنگر باز چها کرد خدا

پرده انداخت میان من تو این دنیا
این عجوزه چه مرا از تو جدا کرد خدا

تا هلال رمضان بار دگر ظاهر شد
لب این بنده ی شرمنده صدا کرد خدا

چشم وا کردم و دیدم که کنارت هستم
لطف تو باز مرا اهل دعا کرد خدا

لقمه ی عفو تو این عبد گنهکارت را
بر سر سفره ات انگشت نما کرد خدا

من کجا؟ ناله کجا؟ اشک کجا؟ دل را باز
روضه ی کرببلا اهل بکا کرد

این که بخشیده شدم کار حسین است فقط
باز هم روضه ی ارباب چها کرد خدا

پیش زینب، سر او را که روی نیزه نشاند
بدنش را وسط دشت رها کرد

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
ناب ترین غزلهای مداحی Telegram.me/chayeheyat در ایتا هم با همین آی دی هستیم یاعلی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نظرسنجی
    توی اینترنت دنبال چی میگردی ؟




    نظرت راجع به این وبسایت چیه ؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 478
  • کل نظرات : 72
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 18
  • آی پی دیروز : 44
  • بازدید امروز : 105
  • باردید دیروز : 118
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 223
  • بازدید ماه : 1,671
  • بازدید سال : 40,486
  • بازدید کلی : 256,661
  • کدهای اختصاصی
    ناب ترین غزلهای مداحی Telegram.me/chayeheyat در ایتا هم با همین آی دی هستیم یاعلی
    معرفت

    معـــرفـــــت


    ابوبكر حسيني

    سيد ابوبکر بن شهاب علوي حسيني حضرمي، نسب او به امام جعفر صادق عليه السلام مي رسد. او به سال 1262 ه. ق در قريه اي از بلاد حضرموت متولد شده و به سال 1341 ه. ق در حيدر آباد دکن از بلاد هند وفات يافته است.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عطية بن سعد بن جناده ي عوفي

    نام عطيه، همواره در کنار نام جابر بن عبدالله انصاري مطرح مي شود که با هم پس ازشهادت امام حسين «ع » در اربعين اول به زيارت قبر آن حضرت آمدند و چون جابر نابينا شده بود، عطيه او را در اين زيارت همراهي مي کرد.بنا به برخي نقلها، هنگام بازگشت اهل بيت از سفر شام، در کربلا با جابر و عطيه برخورد کردند.عطية بن سعد بن جناده عوفي، از رجال علم و حديث شيعه بود.وي در زمان خلافت امير المؤمنين «ع » در کوفه به دنيا آمد.نام عطيه، به پيشنهاد آن حضرت بر وي نهاده شد.او از راويان موثق شيعه بود که حتي در کتب رجالي اهل سنت هم توثيق شده است.وي به جرم تشيع و هواداري علي «ع » از سوي حجاج بن يوسف تحت تعقيب بود و به فارس گريخت.به دستور حجاج، او را گرفتند و چون حاضر نشد علي عليه السلام را لعن کند، چهار صد تازيانه بر بدنش زدند و موي سر و ريش او را تراشيدند. از آن پس به خراسان رفت و پس از مدتي به کوفه بازگشت.در کوفه بود تا در سال 111 هجري در گذشت.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    قرينته النوائب

    همدم و همراه با مصيبتها. از القاب شريفه ي حضرت زينب سلام الله عليهاست.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عبدالله بن عفيف ازدي

    او از طايفه ازد، ساکن کوفه و مردي ميان سال بوده است.او از نيکان و شجاعان، و زهاد و عباد و مجاهدين شيعيان محسوب مي شد.عبدالله چشم چپش را در جنگ صفين و چشم راستش را در جنگ جمل از دست داده بود و هميشه در مسجد اعظم کوفه عبادت مي کرد.طبق نقل تواريخ، بعد از شهادت امام حسين عليه السلام و مسلط شدن ابن زياد بر کوفه، طرفداران اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم قلع و قمع شدند و ابن زياد، با کمال جسارت، روي منبر مسجد کوفه به اميرمؤمنان و فرزندان او عليهم السلام اهانت مي کرد که با عکس العمل شديد مردم، از جمله عبدالله بن عفيف روبرو شد که به فرمان ابن زياد به شهادت رسيد.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا
     
    دانشنامه عاشورا