close
تبلیغات در اینترنت
اشعار محرم
loading...

اشعار اهل بیت (ع)

اشعار محرم

اشعار ظهر عاشورا

 اشعار گودال قتلگاه

***

تير از بس كه خورده بود حسين

بر تنش مثل پيرهن شده بود

نيزه هاشان تمام شد كم كم

موقع سنگ ريختن شده بود

نفسش بين راه بر ميگشت

موقع دست و پا زدن شده بود

بودم اما جلو نمي رفتم

شمر آنقدر بد دهن شده بود

تكه اي را ربود هر كس كه

روبه رو با حسين ِمن شده بود 

هرچه كردند رو به قبله نشد

يعني آنقدر پاره تن شده بود

زير انداز خانه هاي دهات

كفن شاه بي كفن شده بود

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

سِرّ ني در نينوا مي‌ماند اگر زينب نبود           كربلا در كربلا مي ‌ماند اگر زينب نبود

چهره سرخ حقيقت بعد از آن توفان رنگ       پشت ابري از ريا ميماند اگر زينب نبود

چشمه ي فرياد مظلوميّتِ لب تشنگان        در كوير تفته جا مي‌ماند اگر زينب نبود

زخمهء زخمي‌ترين فرياد در چنگ سكوت        از طراز نغمه وا مي‌ماند اگر زينب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ    در گلوي چشمها مي‌ماند اگر زينب نبود

ذوالجناح دادخواهي بي‌سوار و بي‌لگام       در بيابان ها رها مي‌ماند اگر زينب نبود

در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب        پشت كوه فتنه جا مي‌ماند اگر زينب نبود

 

الــــتـــما دعــــا

اشعار شب هفتم محرم

مرا ارام سازی با سرت وای              عزیزم دلنوازی با سرت وای

زبس شیرین زبانی حرمله ام            شده سرگرم بازی با سرت وای

****

غریبی پای اقبال تو میگشت           عطش گرد پرو بال تو میگشت

بدیدم پشت خیمه ای علی جان          کسی با نیزه دنبال تو میگشت

****

مسلما نند اما گبر هستند               همه خندان ولی بی صبر هستند

گهی با پنجه گاهی با نیزه                 همه  مشغول نبش قبر هستند

****

پدر با کودکی پرپر نشسته             به روی خاکها مادر نشسته

رباب این را فقط تکرار میکرد     سه شعبه در گلو تا پر نشسته

****

گلو بوسیدمو دیدم ندارد            چنان زخمی زده برهم ندارد

بمیری حرمله با چشم دیدم              که تیر تو زنیزه کم ندارد

****

پیر همه بود گرچه خود کودک بود       صبرش به غریبی پدر اندک بود

میکرد به نی اشاره میگفت رباب       ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود

 

 

 

كاش اين قبر تو گم باشد و پيدا نشود

اگرم شد سر نبش قبر بلوا نشود

از تو گهواره اي مانده ببرندش غارت

ولي اي كاش سر راس تو دعوا نشود

گفته بودم بنشيني به سر تيغ پسر

كه به سرنيزه سر كوچك تو جا نشود

کاش با دیدن تو در همه ی راه علی

بيش از اين قامت خم گشته ي من تا نشود ؟

من هنوز از نگه حرمله ها مي ترسم

كاش ديگر كسي مشغول تماشا نشود

لب به گريه نكني باز اگر مي خواهي

بوسه ي چوب به لبهاي تو پيدا نشود

گر چه خاليست علي جاي تو در آغوشم

ولي بهتر كه زآغوشه ي زهرا نشود

غارت اينجا نه فقط درهم و دينار و زر است

كاش اين سوخته معجر زسرم وا نشود

ياسر مسافر

التماس دعا یاباب الحوائج

 

اشعار شب دوم محرم

بسوز ای دل که مضطر گردم اینجا

شکوه نخل باور گردم اینجا

در این صحرا مکن منزل برادر

که ترسم بی برادر گردم اینجا

نمی خواهم سیه پوش و عزادار

ز داغ زلف اکبر گردم اینجا

نمی خواهم ز دیده اشک افشان

بی عباس دلاور گردم اینجا

نمی خوهم میان لجّه خون

دلی صد پاره پیکر گردم اینجا

ولی با این همه در خط تسلیم

مطیع امر داور گردم اینجا

برای نشر دین حکم قرآن

تو را من یار و یاور گردم اینجا

شاعر:ژولیده

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج)

 

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج) – رضا جعفری

 

دلم دوباره خبر میدهد ظهور تو را

بدون فاصله حس می کنم حضور تو را

 

به من مگو که نرفته چگونه برگردد

مسیر جاده خبر میدهد عبور تو را

 

کدام آینه در این زمانه ناقص نیست؟

که خوب جلوه دهد انعکاس نور تو را

 

شبی به سینه ی طوفانی ام به صید بیا

مگر که لمس کنم رشته های تور تو را

 

من از زیارت ناحیه خوب دانستم

شکسته است کسی شیشه ی غرور تو را

 

رضا جعفری

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج)

شعار ماه محرم – امام زمان(عج) – زهرا بشری موحد

 

... ایاک نعبد و ایاک نستعین

یعنی سلام مسجد مولای آخرین !

 

شبهای چارشنبه به انگشت کیستی

دنیا رکاب و گنبد فیروزه ای نگین

 

ای جمکران بگو کجاست آخرین امید

أین الشموس الطالعه ، أین مه جبین ؟

 

دنیای من گوشه ی مسجد نشستن است

و  زل زدن به گردش تسبیح زائرین

 

بگذار در کنار تو باشم تمام عمر

بگذار در کنار تو باشم فقط همین

 

زهرا بشری موحد

 

*******************

اشعارامام زمان عج محرم

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج) – علی اکبر لطیفیان

 

اين هفته هم گذشت تو اما نيامدي

خورشيد خانواده‌ي زهرا نيامدي

 

از جاده‌ي هميشه چشم انتظارها

اي آخرين مسافر دنيا نيامدي

 

صبحي كنار جاده تو را منتظر شديم

«آمد غروب ، رفت و تو آقا نيامدي»

 

از ناز چشمهاي تو اصلاً بعيد نيست

شايد كه آمدي گذر ما نيامدي

 

امروزمان كه رفت چه خاكي به سر كنيم

آقاي من اگر زَد و فردا نيامدي

 

غيبت بهانه اي است كه پاكيزه تر شويم

تا روبرويمان نشدي تا نيامدي

 

«يابن الحسن بياي»قنوتم وظيفه است

ديگر به ما چه آمده‌اي یا نيامدي

 

علی اکبر لطیفیان

 

*********************

 

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج)

 

نـاز از تـو، نيـاز و تمنّـا ز مـا، بــه روي چشم

منّت كشي ز يوسف بطحـا، به روي چشم

 

گفتـي گنـه نكن، به خدا سعي مي كنم

قدري دگـر نما تـو مدارا، به روي چشم

 

امـري اگـر بـُود، به كس ديگري مگو

من مُرده ام مگـر گل زيبا، به روي چشم

 

قدري تو دور كن ز دلم، حُبّ نفس را

مُردن به عشـق حضرت زهرا، به روي چشم

 

بگـذار يـك نمـاز، بـه تو اقتدا كنـم

عرفان و پاك بـازي و تقوا، بـه روي چشم

 

مسكيـن نـواز! دلبر با معرفت، حبيب

آخر چه مي شود بنهي پا به روي چشم؟

**

شاعر این شعر را اگر میشناسید لطفاً اطلاع دهید

 

******************

 

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج) – میثم امانی

 

کجاست آنکه دوباره مرا تکان بدهد؟

وچشم های خودم را به من نشان بدهد

 

تمام عقربه ها زنده اند و می گردند

دل من است که چیزی نمانده جان بدهد!

 

کجاست آنکه خودم را بگیرد از من و بعد

مرا به دست غزلهای بی کران بدهد

 

هنوز وقت زیادی برای ماندن هست

چه می شود که زمانه کمی زمان بدهد؟

 

دلم هوای رسیدن به انتها کرده

کجاست آنکه به من جام شوکران بدهد؟

 

خدای واقعی ام سالهاست گم شده است

کجاست آنکه خدا را به من نشان بدهد

 

میثم امانی

 

********************

 

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج) – جواد حیدری

  

زائر جمعه

  

صدای آمدنت را به گوش ما برسان

زمان غیبت خود را به انتها برسان

 

نگاه نافذ خود را بر این گدا انداز

برای درد نهفته کمی دوا برسان

 

اگرچه بهر ظهورت نکرده ام کاری

بیا و بر لب ما فرصت دعا برسان

 

به صبح جمعه ی موعود زائرم فرما

به خاکبوسی روز فرج مرا برسان

 

برای روز ظهور تو کعبه پا برجاست

بیا سرور دوباره بر آن بنا برسان

 

کنار تربت زهرا به وقت نافله ات

دعای خویش به یاری این گدا برسان

 

نوشته ام به وصیت اگر میسر شد

بیا و مرده ما را به کربلا برسان

 

جواد حیدری

 

********************

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج)

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج)

 

جایی نداشتیم اگر این روضه ها نبود

عشقی نبود اگر غم کرب و بلا نبود

 

از دستمال اشک تو خونابه میچکد

آقا مگر به زخم دو چشمت دوا نبود ؟

 

من را کسی به قدر دو گندم نمیخرید

این چشم اگر به خیمه تان آشنا نبود

 

بر ما ز آبروی خودت خرج کرده ای

ای وای اگر که لطف نگاه شما نبود

 

از ما مگیر یک نفس این یا حسین را

آقا حسین گفتن ما دست ما نبود

 

ما با لباس نوکری اش زنده مانده ایم

عمری نبود اگر غم ارباب ما نبود

**

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفاً اطلاع دهید

 

*******************

 

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج)

 

چشم انتظار مانده ام امّا نیامدی

کُشتی مرا و بر سرم آقا نیامدی

 

چنگی نمی زند به دلم اشک های من

وقتی که تشنه هستم و دریا نیامدی

 

من با لباس نوکری احرام بسته ام

وقت طواف کعبه ی دلها نیامدی

 

دیشب میان روضه نگاهم به راه بود

گفتم که می رسی به تماشا نیامدی

 

شاید نشسته بودی و بر سینه می زدی

جای دگر؛ به روضه ی زهرا نیامدی

 

شاید دوباره کرب وبلا رفته بودی و

تا صبح می زدی به سر آنجا نیامدی

 

امشب شب یتیم نوازی دست توست

مگذار تا بگویمت آقا نیامدی

**

شاعر این شعر را اگر میشناسید لطفاً اطلاع دهید

 

*******************

 

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج) - محمد بیابانی

 

دلتنگی غروب همه جمعه های من

کی میرسد به صحن حضورت صدای من

 

دیگر دلم برای شما پر نمیزند

برگرد و بال تازه بیاور برای من

 

غیر از ضرر برای تو چیزی نداشتم

حتی نیامده ست به کارَت دعای من

 

اشکت اگر به نامه اعمال من نبود

بخشش نبود شامل یا ربنای من

 

یک روز محض خاطر این چند قطره اشک

وا میشود به خیمه سبز تو پای من

 

با تو هوای ماه عزا چیز دیگریست

ای بانی مُحرم و صاحب عزای من

 

امشب میان سینه زدن ها و اشک ها

مُهری بزن به نامه کرب و بلای من

 

محمد بیابانی

 

********************

 

اشعار ماه محرم – امام زمان(عج)

 

نمی رسم من از این جاده ها به گرد شما  

به خاک پای گدایان کوچه گرد شما

   

خدا کند که عنان گیر مرکبت باشم

فـــدای پا به رکــابــان در نبرد شما

 

ارادتی به تو و خانواده ات دارم

منـم غــلام غــلامان فرد فرد شما

 

چرا شبیه گذشته مرا نمی خواهی

مگر نمی خورم آقای من به درد شما

 

رسیده باز سه شنبه شب خجالتم از

مرور نامه ی اعمال و آه و سرد شما

 

محمد حسن بياتلو

 

********************

اشعارامام زمان عج محرم

اشعار امام زمان(عج) - خداحافظی محرم

 

ای داغدار اصلی این روضه ها بیا

صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا

 

تنها امید خلق جهان یابن فاطمه

ای منتهای آرزوی اولیاء بیا

 

بالا گرفته ایم برایت دو دست را

ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا

 

فهمیده ایم با همه دنیا غریبه ای

دیگر به جان مادرت ای آشنا بیا

 

از هیچکس به جز تو نداریم انتظار

بر دستهای توست فقط چشم ما بیا

 

هفته به هفته می گذرد با خیال تو

پس لا اقل به حرمت خون خدا بیا

 

بیش از هزار سال تو خون گریه کرده ای

ای خون جگر ز قامت زینب بیا

 

عرض ارادت کم ما را قبول کن

امسال هم محرم ما را قبول کن

**

از وب سایت دوستداران حاج منصور

 

  *******************

 

شعر حسین جان ای آبروی دو عالم

 

حسین جان ای آبروی دو عالم ...نگین سلیمان به حلقه خاتم

برادر جان بی تو در دل صحرا ...شده تنها خواهرت گل زهرا

تنت بی سر مانده در دل صحرا ...سرت هر دم روی نیزه اعدا

به زخم تنت روی ریگ بیابان ...به سوز دل و اشک و آه یتیمان

سرتو بر نیزه های پر از خون ...به روی سر ناقه ها من دلخون

به شهر شام در هجوم نظر ها ....کند خنده دشمنت به غم ما

خداحافظ ای برادر زینب....خداحافظ ای برادر زینب

 

تعداد صفحات : 3

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
بزرگترین کانال شعر و سبک مداحی پایگاه شعرای سبکی ایران Telegram.me/madhe14 اگر در ورود مشکل دارید از طریق تلگرام به شماره ی زیر پیام بدید فقط از طریق تلگرام یاعلی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نظرسنجی
    توی اینترنت دنبال چی میگردی ؟




    نظرت راجع به این وبسایت چیه ؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 478
  • کل نظرات : 63
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 53
  • بازدید امروز : 15
  • باردید دیروز : 243
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 8
  • بازدید هفته : 348
  • بازدید ماه : 514
  • بازدید سال : 514
  • بازدید کلی : 514
  • کدهای اختصاصی
    بزرگترین کانال شعر و سبک مداحی پایگاه شعرای سبکی ایران Telegram.me/madhe14 اگر در ورود مشکل دارید از طریق تلگرام به شماره ی زیر پیام بدید فقط از طریق تلگرام یاعلی
    معرفت

    معـــرفـــــت


    ابوبكر حسيني

    سيد ابوبکر بن شهاب علوي حسيني حضرمي، نسب او به امام جعفر صادق عليه السلام مي رسد. او به سال 1262 ه. ق در قريه اي از بلاد حضرموت متولد شده و به سال 1341 ه. ق در حيدر آباد دکن از بلاد هند وفات يافته است.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عطية بن سعد بن جناده ي عوفي

    نام عطيه، همواره در کنار نام جابر بن عبدالله انصاري مطرح مي شود که با هم پس ازشهادت امام حسين «ع » در اربعين اول به زيارت قبر آن حضرت آمدند و چون جابر نابينا شده بود، عطيه او را در اين زيارت همراهي مي کرد.بنا به برخي نقلها، هنگام بازگشت اهل بيت از سفر شام، در کربلا با جابر و عطيه برخورد کردند.عطية بن سعد بن جناده عوفي، از رجال علم و حديث شيعه بود.وي در زمان خلافت امير المؤمنين «ع » در کوفه به دنيا آمد.نام عطيه، به پيشنهاد آن حضرت بر وي نهاده شد.او از راويان موثق شيعه بود که حتي در کتب رجالي اهل سنت هم توثيق شده است.وي به جرم تشيع و هواداري علي «ع » از سوي حجاج بن يوسف تحت تعقيب بود و به فارس گريخت.به دستور حجاج، او را گرفتند و چون حاضر نشد علي عليه السلام را لعن کند، چهار صد تازيانه بر بدنش زدند و موي سر و ريش او را تراشيدند. از آن پس به خراسان رفت و پس از مدتي به کوفه بازگشت.در کوفه بود تا در سال 111 هجري در گذشت.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    قرينته النوائب

    همدم و همراه با مصيبتها. از القاب شريفه ي حضرت زينب سلام الله عليهاست.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عبدالله بن عفيف ازدي

    او از طايفه ازد، ساکن کوفه و مردي ميان سال بوده است.او از نيکان و شجاعان، و زهاد و عباد و مجاهدين شيعيان محسوب مي شد.عبدالله چشم چپش را در جنگ صفين و چشم راستش را در جنگ جمل از دست داده بود و هميشه در مسجد اعظم کوفه عبادت مي کرد.طبق نقل تواريخ، بعد از شهادت امام حسين عليه السلام و مسلط شدن ابن زياد بر کوفه، طرفداران اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم قلع و قمع شدند و ابن زياد، با کمال جسارت، روي منبر مسجد کوفه به اميرمؤمنان و فرزندان او عليهم السلام اهانت مي کرد که با عکس العمل شديد مردم، از جمله عبدالله بن عفيف روبرو شد که به فرمان ابن زياد به شهادت رسيد.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا
     
    دانشنامه عاشورا