close
تبلیغات در اینترنت
امام هادی ع
loading...

اشعار اهل بیت (ع)

امام هادی ع

غزل ولادت امام هادی ع

خیزید و ببینید تجلای خدا را
در بیت ولا مشعل انوار هدا را
آن عبد خدا وجهۀ معبودنما را
رخسار علی ابن جواد ابن رضا را
در نیمـه ذیحجـه نـدا داد منـادی
تبریک که آمد به جهان حضرت هادی

 


****
پیچیده در امواج فضا بوی محمد
گویند خلایق سخن از خوی محمد
بینید عیان طلعت دلجوی محمد
در آینۀ روی علی روی محمد
الحق که جواد ابن رضا را پسر آمد
بـر ابـن رضا، ابن رضای دگر آمد
****
دل خانه و چشم همه فرش قدم او
لبریز شده ظرف وجود از کرم او
آورده حرم سجده به خاک حرم او
صد حاتم طایی است گدای درم او
از پارۀ دل در قدمش گل بفشانید
عیدی ز رضا و ز جوادش بستانید
****
ای طلعت زیبای تو خورشید هدایت
ای گوهر رخشندۀ نه بحر ولایت
ذات ازلی را ازل دست عنایت
فضل و کرم و جود تو را نیست نهایت
بـودنـد امامان همـه هادی ره نـور
بین همه نام تو به هادی شده مشهور
****
هنگام سخن بوسۀ عیسی به لب تو
با یاد خدا سال و مه و روز و شب تو
دل‌های محبان خدا در طلب تو
نام تو علی آمد و هادی لقب تو
چارم علی از آل رسول دو سرایی
قرآن روی دست جواد ابن رضایی
****
ای روح دعا از نفس گرم تو زنده
بر اشک دعای تو اجابت زده خنده
تو عبد خداوندی و خلقی به تو بنده
صورت به روی پات نهد شیر درنده
جنت گل روییـده‌ای از فیض نـگاهت
رضوان چو یکی سائل بنشسته به راهت
****
ما نور ولایت ز کلام تو گرفتیم
ما وحی خدا را ز پیام تو گرفتیم
ما کوثر توحید ز جام تو گرفتیم
ما خط خود از مشی و مرام تو گرفتیم
تا صبح جزا رو به روی خاک تو داریم
ما جامعه را از نفس پـاک تـو داریم
****
تو گوهر نه بحری و دریای دو گوهر
سرتا به قدم حیدر و زهرا و پیمبر
بوسیده جوادت چو کتاب الله اکبر
هم یوسف زهرایی و هم بضعۀ حیدر
هم طاهری و هم نسب از طاهره داری
هم در دل هر دلشده یک سامره داری
****
عیسی دمی و فیض دمت باد مبارک
در دیدۀ هستی قدمت باد مبارک
هر لحظه به خلقت کرمت باد مبارک
تجدید بنای حرمت باد مبارک
کردم چـو بـه دیـدار رواق حرمت سیر
دیدم که در این خانه عدو شد سبب خیر
****
زیبد که به پای تو سر خویش ببازیم
بر صحن تو و قبر و رواق تو بنازیم
در نار حسد خصم حسودت بگدازیم
این کعبۀ دل را همه چون کعبه بسازیم
تا کور شود دشمن و تا دوست شود شاد
گردیـد دوبـاره حـرم پـاک تـو آبـاد
****
ای سامره‌ات کرب و بلای دگر ما
بر خاک درت تا ابدالدهر سر ما
وصف تو دعای شب و ذکر سحر ما
مهر تـو بـه بـازار قیامت ثـمر ما
عالم بـه ولای تو ننازد به چه نازد؟
«میثم» به ثنای تو ننازد به چه نازد؟

غزل ولادت امام هادی ع

الا ز خالق و خلقت سلام حضرت هادی
الا ولای تو فیض مدام حضرت هادی
الا کلام تو خیرالکلام حضرت هادی
الا به دست تو دین را زمام حضرت هادی
تویی به ملک الهی امام حضرت هادی
وصی حضرت خیرالانام حضرت هادی

 


حساب فضل تو بیرون بود ز حد و شماره
ولادتت به جهان داد آبروی دوباره
سزد که چرخ فشاند به پات ماه و ستاره
کند به خاک درت سجده آفتاب هماره
اگر به یاد تو گیرند لحظه لحظه هزاره
فضائل تو نگردد تمام حضرت هادی

تو جد مهدی و باب حسن ، عزیز جوادی
ولی کل خلایق امام کل عبادی
نماز و روزه و خمس و زکات و حج و جهادی
پناه خلقت و نور الفؤاد و باب مرادی
تو هادی ملک و جن و انس و رکن بلادی
به یمن توست فلک را نظام حضرت هادی

تو در نه یم نور یم دو گوهر نابی
علی چارمی و حافظ چهار کتابی
به باغ دین پدرانت همه گل و تو گلابی
حیات خلق بود آب و تو حیات به آبی
به ملک نور تو ماهی به شهر علم تو بابی
چو جد خویش علیه السلام حضرت هادی

گرفته ملک جهان را عطای واسعة تو
کتاب حشر بود صفحه ای ز واقعة تو
پر از صدای خدا لحظه لحظه سامعة تو
بهشت جاذبة تو جحیم دافعة تو
شناسنامة کل ائمه جامعة تو
تو راست معجزه در هر کلام حضرت هادی

هزار ماه شب چارده اسیر هلالت
هزار مهر درخشنده ذره ای ز جمالت
هزار عرش کمالند نردبان کمالت
هزار سال فزون آسمان نیافت مثالت
هزارها متوکل اسیر قدر و جلالت
زهی جلال و کمال و مقام حضرت هادی

تو کیستی که خداوند دادگر به تو نازد
حسن، حسین، علی با پیامبر به تو نازد
سلام بر تو که هم جد و هم پدر به تو نازد
بزرگ مصلح دین منجی بشر به تو نازد
امام عسگری آن نازنین پسر به تو نازد
تویی به خلق دو عالم امام حضرت هادی

اگر چه گشت عدو حمله ور به صحن و سرایت
اگر چه نقش زمین گشت خشت های طلایت
مزار توست دل ما و جان ما به فدایت
هماره ریخته "میثم" دُر قصیده به پایت
پر است مدح وی از میوه های مدح و ثنایت
بریز شهد ولایش به کام حضرت هادی


رباعی ولادت امام هادی ع

گلی از گلشن طه به جهان رو کرده

که جهان را ز صفا جنت رضوان کرده

نو جشمان جواد است , بود,نام علی

که خدایش ز شرف ناطق قرآن کرده

رباعی ولادت امام هادی ع

در شب ولادت امام هادی ع

شد قلب جهان غرق نشاط و شادی

آن حامی آئین محمد باشد

بر رهرو راه مکتب دین نادی

*************************

ریبا گل باغ سرمدی آمده است

مرآت جمال سرمدی آمده است

شادند تمام خلق عالم زیرا

یک دسته گل محمدی آمده است

********************

رباعی ولادت امام هادی ع

الا ز خالق و خلقت سلام حضرت هادی
الا ولای تو فیض مدام حضرت هادی
الا کلام تو خیرالکلام حضرت هادی
الا به دست تو دین را زمام حضرت هادی

رباعی ولادت امام هادی ع

اي ولي‌الله سرمد عيد ميلادت مبارك
شمع جمع آل احمد علیهم السلام عید میلادت مبارک
خلق را مقصود و مقصد عيد  ميلادت  مبارك
ای گل فاطمه عیدت مبارک

 

رباعی و اس ام اس ولادت امام هادی ع

در روز ولادت امام هادى
شد قلب جهان غرق نشاط وشادى
آن حامى آئين محمد باشد
بر رهرو راه مكتب دين نادى
***
هنگام سرور آل احمد آمد
در جلوه فروغ روى سرمد آمد
گر گلشن خاك گشته همچون جنّت
ميلاد على بن محمد آمد

***
لبريز گل است بوستان شادى
گيتى بگرفت، رنگى از آبادى
با عطر محمدى معطر كن دل
در روز ولادت امام هادى
***
امروز صبا عطر فشان آمده است
بر كشور دين نگاهبان آمده است
هادى سُبُل نقى امام دهمين
چون سرو سهى به بوستان آمده است
***
امشب كه بهار در آسمان احيا شد
الفاظ هدايت بشر معنا شد
با آمدن امام هادى به جهان
از گلشن زهرا دهمين گل وا شد
***
خوش آن دل كز ازل دارد ولاى حضرت‏ هادى
خوش آن سر كو بسايد رخ به پاى حضرت هادى
دلا گر رستگارى خواهى از حول صف محشر
نما از حق طلب ظل لواى حضرت هادى
***
اى روى تو خورشيد هدايت هادى
گلواژه دفتر ولايت هادى
هستى تو دهم امام و ما راباشد
از لطف تو اميد عنايت هادى

رباعی ولادت امام هادی ع


ای منبع فیض خدا

وي سامرايت كربلا

با اين غزل هاي ضعيف

كي حق تو گردد ادا؟

---

عالم ترينِ مردمي

هادي ترين خلق خدا

اي واي اگر از دامنت

دستان من گردد جدا

---

بر درد مندان آمدي

چون رحمت و فيض خدا

مطلب تويي طالب تويي

هم ابتدا ، هم انتها

---

ابن الرضاي دومي

در بين مخلوق خدا

فيض مدام سرمدي

خلق از تو مي گردد رضا

---

در روز محشر مي رسد

از سوي داور اين ندا

اي نوكر ابن الرضا

آخر شدي حاجت روا

اصغر چرمي

رباعی و اس ام اس ولادت امام هادی ع

زيبا گل باغ سرمدى آمده است
مرآت جمال احمدى آمده است
شادند تمام خلق عالم زيرا
يك دسته گل محمدى آمده است


***
بر دين خدا ولى و داور هادى است
از بهر بشر هادى و محور هادى است
ما دست توسل به ولايش زده‏ايم
چون شافع ما به روز محشر هادى است
***
امشب مدينه به جنان مى‏نازد
آدم به تمام قدسيان مى ‏نازد
دارد به بغل جواد آل عصمت
ماهى كه به ماه آسمان مى ‏نازد
***
در آسمان ولا ماه بى قرين آمد
به صورت بشرى صورت آفرين آمد
كز آفتاب بر آن ماه آفرين آمد
ولى حق دهمين پيشواى دين آمد
***
گلى از گلشن طه به جهان رو كرده
كه جهان را ز صفا جنت رضوان كرده
نور چشمان جواد است بود نام، على
كه خدايش ز شرف، ناطق قرآن كرده

تعداد صفحات : 2

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
ناب ترین غزلهای مداحی Telegram.me/chayeheyat در ایتا هم با همین آی دی هستیم یاعلی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نظرسنجی
    توی اینترنت دنبال چی میگردی ؟




    نظرت راجع به این وبسایت چیه ؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 478
  • کل نظرات : 72
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 11
  • آی پی دیروز : 29
  • بازدید امروز : 393
  • باردید دیروز : 246
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 1,672
  • بازدید ماه : 4,467
  • بازدید سال : 35,572
  • بازدید کلی : 251,747
  • کدهای اختصاصی
    ناب ترین غزلهای مداحی Telegram.me/chayeheyat در ایتا هم با همین آی دی هستیم یاعلی
    معرفت

    معـــرفـــــت


    ابوبكر حسيني

    سيد ابوبکر بن شهاب علوي حسيني حضرمي، نسب او به امام جعفر صادق عليه السلام مي رسد. او به سال 1262 ه. ق در قريه اي از بلاد حضرموت متولد شده و به سال 1341 ه. ق در حيدر آباد دکن از بلاد هند وفات يافته است.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عطية بن سعد بن جناده ي عوفي

    نام عطيه، همواره در کنار نام جابر بن عبدالله انصاري مطرح مي شود که با هم پس ازشهادت امام حسين «ع » در اربعين اول به زيارت قبر آن حضرت آمدند و چون جابر نابينا شده بود، عطيه او را در اين زيارت همراهي مي کرد.بنا به برخي نقلها، هنگام بازگشت اهل بيت از سفر شام، در کربلا با جابر و عطيه برخورد کردند.عطية بن سعد بن جناده عوفي، از رجال علم و حديث شيعه بود.وي در زمان خلافت امير المؤمنين «ع » در کوفه به دنيا آمد.نام عطيه، به پيشنهاد آن حضرت بر وي نهاده شد.او از راويان موثق شيعه بود که حتي در کتب رجالي اهل سنت هم توثيق شده است.وي به جرم تشيع و هواداري علي «ع » از سوي حجاج بن يوسف تحت تعقيب بود و به فارس گريخت.به دستور حجاج، او را گرفتند و چون حاضر نشد علي عليه السلام را لعن کند، چهار صد تازيانه بر بدنش زدند و موي سر و ريش او را تراشيدند. از آن پس به خراسان رفت و پس از مدتي به کوفه بازگشت.در کوفه بود تا در سال 111 هجري در گذشت.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    قرينته النوائب

    همدم و همراه با مصيبتها. از القاب شريفه ي حضرت زينب سلام الله عليهاست.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا

    عبدالله بن عفيف ازدي

    او از طايفه ازد، ساکن کوفه و مردي ميان سال بوده است.او از نيکان و شجاعان، و زهاد و عباد و مجاهدين شيعيان محسوب مي شد.عبدالله چشم چپش را در جنگ صفين و چشم راستش را در جنگ جمل از دست داده بود و هميشه در مسجد اعظم کوفه عبادت مي کرد.طبق نقل تواريخ، بعد از شهادت امام حسين عليه السلام و مسلط شدن ابن زياد بر کوفه، طرفداران اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم قلع و قمع شدند و ابن زياد، با کمال جسارت، روي منبر مسجد کوفه به اميرمؤمنان و فرزندان او عليهم السلام اهانت مي کرد که با عکس العمل شديد مردم، از جمله عبدالله بن عفيف روبرو شد که به فرمان ابن زياد به شهادت رسيد.

    دریافت کد دانشنامه عاشورا
     
    دانشنامه عاشورا